8 قابلیت رایج اندروید که از برنامههای شخص ثالث سرچشمه گرفتند
و نقشی حیاتی در شکلدهی اندروید امروزی ایفا کرد.
8 قابلیت رایج اندروید که از برنامههای شخص ثالث سرچشمه گرفتند
گوشیهای اندرویدی مسیر بسیار طولانیای را طی کردهاند. از دوران ابزارهای ناهنجار و ناقص گرفته تا مصنوعات ظریفی که تبحر و تخیل انسان را به نمایش میگذارند، سفر این همراهان دیجیتال ما چیزی کمتر از الهامبخش نبوده است. در طول این سالها، دستگاههای اندرویدی ویژگیهای بسیار عالیای را کسب کردهاند که اکنون آنقدر آشنا و فراگیر شدهاند که حتی اپل نیز مجبور شده است آنها را در آیفون خود بپذیرد.
مطالب مشابه: اخبار اندروید
بسیاری از این ویژگیها به عنوان ایدههای توسعهدهندگان مستقل آغاز شدند، اما اکنون به قدری محبوبیت پیدا کردهاند که در اندروید گنجانده شدهاند. برای بزرگداشت آنها، ما هشت مورد از این ویژگیها را برجسته میکنیم، هرچند میتوانستیم فهرست بسیار طولانیتری بسازیم.
کدام یک از این ویژگیهای اندرویدی را قبل از اینکه فراگیر شوند، استفاده میکردید؟
نمایشگر همیشه روشن (Always-On Display)
نمایشگرهای همیشه روشن، یا AOD (Always-On Display)، آنقدر خوب در گوشیهای اندرویدی ادغام شدهاند که به نظر میرسد بخشی ضروری از تجربه کاربری هستند. از این رو، هنگامی که اپل سرانجام چند سال پیش پشتیبانی از AOD را به آیفون اضافه کرد، من جزو کسانی بودم که فریاد میزدند این ایده از اندروید دزدیده شده است. هرچند، این یک طعنه (کنایه) به نظر میرسد، زیرا اکنون برندهای اندرویدی در حال تقلید از AOD باتریخور اپل هستند، در حالی که صفحه قفل همچنان قابل مشاهده است.
با این وجود، در حالی که افزایش استفاده از AOD به دنبال پذیرش بیشتر نمایشگرهای AMOLED در دستگاههای اندرویدی اتفاق افتاد، زمانی بود که این قابلیت به صورت بومی (native) در دسترس نبود. هنگامی که LCDها هنوز شکل رایج نمایشگر، حتی در پرچمداران، بودند، کاربران اندروید مجبور بودند برای به دست آوردن عملکردی مشابه به برنامههای شخص ثالث تکیه کنند.
من از برنامه AcDisplay استفاده میکردم و قویاً آن را تأیید مینمودم، زیرا یک صفحه نمایش همیشه روشن ساختگی با پسزمینه خاکستری تیره و آیکونهای تکرنگ را به Google Nexus 4 (که اکنون از کار افتاده است) من اضافه میکرد. هر بار که یک اعلان جدید میرسید، صفحه نمایش روشن میشد و به من اجازه میداد از همه چیز باخبر شوم. این کار در آن روزها که سیل عظیمی از اعلانها — یا کمبود توجه مزمن — نداشتم، بسیار لذتبخش بود.
البته، این ویژگی باتری را خیلی سریعتر مصرف میکرد، اما یک راهحل ساده برای آن مشکل این بود که 3G را خاموش کنم تا چند ساعت بیشتر دوام بیاورد و از اضطراب از دست دادن (FOMO) خفه نشوم.
خوشبختانه، تولیدکنندگانی مانند الجی و سامسونگ خیلی زود فهمیدند که چگونه نمایشگرهای همیشه روشن را روی صفحهنمایشهای AMOLED پیادهسازی کنند — و برندهای مشتاقی مانند شیائومی و وانپلاس نیز به سرعت از آنها پیروی کردند. نوکیا قبلاً سالها پیش با گوشیهایی مانند N8 این کار را انجام داده بود، بنابراین نباید کار سختی بوده باشد. همزمان، ما نسبت به امنیت و پنهان کردن اعلانهایمان از صفحه قفل آگاهتر شدیم، و این امر به پایان عمر اپلیکیشنهایی مانند AcDisplay منجر شد.
مدیریت فایل (عنوان بعدی)

ما اغلب iOS را به خاطر ارائه یک مرورگر فایل بسیار محدود (پس از اینکه برای بیش از یک دهه اصلاً یکی را ارائه نمیکرد) سرزنش میکنیم. اما ممکن است تعجب کنید اگر بدانید که، تقریباً در دهه اول وجود خود، اندروید خام (stock Android) شامل یک مرورگر فایل بومی (native) نبود.
البته، در گذشته قهرمانانی بودند که اکنون فراموش شدهاند، مانند ES File Explorer — که من برای طولانیترین مدت از آن استفاده میکردم — یا برنامههای مدیریت فایل داخلی توسط برندهایی مانند شیائومی و سامسونگ، اما چندین نسل از دستگاههای اندروید و نکسوس طول کشید تا گوگل خودش آن را دریابد.
اولین تلاش گوگل برای مدیریت فایل در سال ۲۰۱۷ به شکل یک مرورگر سبک وزن برای فضای ذخیرهسازی محلی به نام Files Go صورت گرفت، که اساس برنامه Google Files امروزی را تشکیل داد. جالب اینجاست که Files Go به عنوان چارچوب (فریمورک) Nearby Share گوگل نیز عمل میکند، که سپس به Quick Share تبدیل شد و اخیراً پشتیبانی از AirDrop اپل را اضافه کرد.
پوستهدهی (تمدهی) در سطح سیستم

حتی پس از تغییرات بیشمار، سفارشیسازی همچنان نقطه قوت اصلی فروش اندروید تا به امروز باقی مانده است. اما یک ویژگی که از دید من واقعاً نشاندهنده شخصیسازی برای عموم است، تمسازی مبتنی بر والپیپر در اندروید است. با اندروید ۱۲، گوگل رسماً پشتیبانی از تمسازی را به عنوان بخشی از فلسفه طراحی Material You معرفی کرد. و این ویژگی تا امروز در اندروید ادامه دارد.
پشتیبانی تمسازی اندروید ۱۲ بر اساس یک سیستم رنگی به نام Monet (که الهام گرفته از نقاش مشهور فرانسوی است) بنا شده بود که رنگهای غالب مختلف را از والپیپر انتخاب میکرد. سپس از این رنگها به عنوان رنگهای تاکیدی برای دکمهها، اسلایدرها یا پسزمینههای منوهای مختلف استفاده میشد، و همین چارچوب امروزه نیز ادامه دارد.
«بسیاری از ویژگیهای اصلی اندروید، از جمله پوستهبندی (theming) مبتنی بر تصویر پسزمینه، که اکنون آنها را عمومی و رایج میدانیم، زمانی یک تجمل (لوکس) محسوب میشدند.»
اما خیلی پیشتر از آنکه گوگل به طور جدی وارد دنیای رنگها شود، جامعه توسعهدهندگان آن را به رامهای سفارشی اندروید (Custom Android ROMs) آوردند. این پوستههای سفارشی با استفاده از رنگهای انتخابی، طیف گستردهای از برنامههای سیستمی و حتی برنامههای شخص ثالث مانند واتساپ را رنگآمیزی میکردند. برخی از روشهای رایج برای نصب این پوستهها استفاده از پلتفرمهای آن زمان معروفی مانند Substratum یا RRO Layers بود که دومی ابتدا توسط سونی توسعه یافته بود.
اگرچه پوستهبندی اکنون بخشی ضروری از اندروید است، احتمالاً بدون نیاز شدید اولیه جامعه اندروید برای متمایز کردن دستگاهشان از دیگران، وجود نداشت
شخصیسازی و ناوبری ژست
سالهاست که پیمایش مبتنی بر اشاره (gesture-based navigation)، روش ترجیحی من برای استفاده از دستگاههای اندرویدی بوده است. به نظرم این روش بسیار جذابتر از استفاده از دکمههایی است که در یک موقعیت ثابت قرار گرفتهاند و هرگز نمیتوانم تصور کنم که به آنها برگردم.
در حالی که برندهایی مانند شیائومی و سامسونگ نقش غیرقابل انکاری در معرفی سیستمهای ناوبری مبتنی بر سوایپ (کشیدن انگشت) داشتند، یعنی خیلی قبل از اینکه گوگل پیادهسازی قرصشکل وحشتناک خود را اجرا کند، برنامههای شخص ثالث نیز چندین راه برای پیمایش رابط کاربری اندروید ارائه میدادند.
یکی از این برنامهها (که اکنون دیگر وجود ندارد) Swipe Navigation نام داشت، که به کاربران این امکان را میداد تا دکمههای ناوبری سنتی را با کنترلهای مبتنی بر سوایپ جایگزین کنند. در اصل، میتوانستید با یک یا دو انگشت به سمت بالا بکشید تا یک کنترل را انجام دهید. سامسونگ بعداً ژستهای حرکتی مشابهی را در روزهای اولیه One UI به کار گرفت.
انتخاب مورد علاقه من – و چیزی که به نظر من سلف واقعی ژستهای ناوبری است – “All-in-one Gestures” نام داشت. این برنامه مجموعهای از ژستهای حرکتی را فعال میکرد که میتوانستند از هر یک از چهار لبه یا حتی چهار گوشه صفحه نمایش فعال شوند – بسیار کاربردیتر از آنچه اندروید اکنون ارائه میدهد.
اما وقتی گوگل ژستهای ناوبری مناسب را پذیرفت – نه آن قرص ننگین در گوشیهای پیکسل – و سایر تولیدکنندگان را وادار به ادغام آنها کرد، ما جواهراتی مانند مواردی که ذکر کردم را از دست دادیم.
فیلترهای نور آبی
مراقبت از چشم اکنون یکی از مهمترین اولویتها (agendas) برای شرکتهای تولیدکننده گوشیهای هوشمند است. با این حال، تقریباً یک دهه پیش، اکثر آنها تا زمانی که میتوانستند دستگاههای کافی برای ادامه حیات (در بازار) بفروشند، زحمتی برای حفظ سلامت چشم کاربران به خود نمیدادند.
ترجمه فارسی 📝
با این حال، مجموعهای از برنامههای غیررسمی وجود داشتند که برای حذف رنگهای خاص — با تمرکز اصلی بر حذف رنگ آبی — از صفحه نمایش، و قابل تحمل کردن آنها در شب، استفاده میشدند. به عنوان کسی که شبهای بیشماری را صرف گشت و گذار در اعماق حفرههای نامعقول اینترنت کردهام، واقعاً از برنامههایی مانند Bluelight Filter و Twilight، به ویژه به دلیل توانایی آنها در انتخاب فیلترهای رنگی مختلف (نه فقط آبی) و تنظیم یک برنامه روزانه، قدردانی میکنم.
خوشبختانه، گوگل رسماً قابلیتی به نام Night Light (نور شب) را به سری پیکسل اصلی (OG Pixel) اضافه کرد و بعداً آن را در نسخههای بعدی اندروید بهبود بخشید (به زمان ۲:۰۳ در ویدیوی زیر مراجعه کنید). برندهای بزرگ اندرویدی نیز به سرعت از آن تبعیت کردند.
در طول سالها، شاهد پیشرفتهای بیشتری بودهایم، به طوری که دیگر نیازی نیست شدت فیلتر را به صورت دستی تنظیم کنید. در عوض، به طور خودکار بر اساس نور محیط تنظیم میشود. اگرچه، در صورتی که به دلیل ترجیح یا حساسیت، نیاز به حذف رنگهای خاصی دارید، برخی از برنامههای قدیمیتر، مانند Twilight، همچنان کار میکنند.
قابلیتهای پیشرفته عکس گرفتن از صفحه نمایش

قابلیت پشتیبانی از اسکرینشاتهای بلند (long snaps) و ویژگیهای روتوش (touch-up features) اکنون گرفتن اسکرینشات را آسان و مؤثر میکند. با این حال، مدتها قبل از اینکه گوگل یا سایر سازندگان اصلی تجهیزات اندروید (Android OEMs) این ویژگیها را معرفی کنند، کاربران اندرویدی که چیزی فراتر از صرفاً گرفتن تصویر از صفحه فعلی میخواستند، ناچار به استفاده از برنامههای اسکرینشات شخص ثالث بودند.
قابلیت “طولانی اسکرین شات” (long screenshot) که به طور گسترده در دسترس قرار گرفت، گرفتن تک تک اسکرین شاتها به صورت مجزا و سپس چسباندن آنها به یکدیگر، کاری آزاردهنده بود. خوشبختانه، برنامههایی مانند Stitch & Share با ادغام (کنسول کردن) همه اسکرین شاتها در یک فایل واحد و همچنین اجازه دادن به من برای بازبینی و مرتبسازی مجدد فهرست قبل از ایجاد یک اسکرول طولانی، بخش زیادی از دردسر من را کاهش دادند.
به همین ترتیب، ضبط صفحه نمایش (screen recording) نیز مدتها طول کشید تا به یک قابلیت استاندارد اندروید تبدیل شود، و AZ Screen Recorder یکی از قانعکنندهترین گزینهها در این زمینه بود، با ویژگیهایی مانند ضبط ویدیویی 60 فریم بر ثانیه و ویرایشگر کلیپ داخلی که آن را به توصیهشدهترین برنامه برای این منظور تبدیل کرد.
صفحههای اصلی قابل تنظیم

اگر یک چیز وجود داشته باشد که مرا بیش از iOS به اندروید نزدیک کرده باشد، آن امکانات گسترده برای شخصیسازی است. در میان این امکانات، سازماندهی صفحه اصلی (Home Screen) برای انعکاس شخصیتم، همچنان محبوبترین ویژگی من است.
لانچرهایی (Launchers) که استفاده میکنیم نقش مهمی در این تلاش برای داشتن یک صفحه اصلی شخصیسازیشده ایفا میکنند، و در حالی که لانچرهای رسمی برندها در طول این سالها بسیاری از ویژگیها را پذیرفتهاند، اما در مقایسه با لانچرهای سفارشی شخص ثالث، هنوز محدود به نظر میرسند. و اندروید بسیاری از ویژگیهای خود را مدیون قهرمانانی مانند نوا لانچر (Nova Launcher) و اکشن لانچر (Action Launcher) است. فهرست طولانی این ویژگیها شامل شبکههای آیکون قابل شخصیسازی، قابلیتهای پنهانسازی برنامه، پشتیبانی از بستههای آیکون شخص ثالث، قابلیت تنظیم پوشهها، ژستهای حرکتی برای باز کردن اعلانها یا تنظیمات سریع، و نقطههای رنگی برای اعلانهای خوانده نشده است.
اولین تعامل من با نوا لانچر – و رهایی خودم از زنجیرهای لانچر پیشفرض – در اولین گوشی اندرویدیام، سامسونگ گلکسی Y Duos، یکی از خاطرات اصلی من است. این همچنین یکی از رهاییبخشترین احساسات در روزهای اولیه من با اندروید بود، و شاید تنها چیزی که به آن نزدیک شد، جهش بصری بزرگی از اندروید کیتکت (KitKat) به لالیپاپ (Lollipop) بود.
اشتراکگذاری سریع (Quick Share)

قابلیت اشتراکگذاری سریع (Quick Share) گوگل اخیراً به دلیل پیشروی سریع و قوی خود در برابر اِیردراپ (AirDrop)، حتی بدون کمک اپل، مورد توجه قرار گرفته است. این سرویس در سال ۲۰۲۰ با نام نیربای شر (Nearby Share) معرفی شد و اغلب از آن به عنوان پاسخ گوگل به اِیردراپ یاد میشد، و من کاملاً با این موضوع موافقم. اگر هنوز از آن بیخبرید، اشتراکگذاری سریع به شما امکان میدهد فایلها را از یک دستگاه اندروید به دستگاه دیگر—یا از اندروید به ویندوز، و اخیراً حتی به iOS و macOS—از طریق وایفای منتقل کنید.
به عنوان کسی که چندین واحد بررسی (گوشی/گجت) را به طور همزمان مدیریت میکند، اشتراکگذاری سریع به حفظ آرامش ذهنی من کمک میکند. اما مدتها قبل از اینکه اشتراکگذاری سریع (یا نیربای شر) مرا از کوبیدن عمدی سرم به دیوار نجات دهد—به دلیل سرعتهای انتقال وحشتناک کند بلوتوث—اپلیکیشنهایی بودند که کارکرد مشابهی داشتند.
برخی از برنامههای محبوب در این دسته شامل SuperBeam، Xender، و SHAREit از شرکت لنوو بودند که همگی از انتقالهای نظیر به نظیر (peer-to-peer) از طریق وایفای دایرکت (Wi-Fi Direct) پشتیبانی میکردند. مورد علاقه من در میان اینها SuperBeam بود، به دلیل زیباییشناسی ساده و سرعت انتقال داده آنیاش، اما بعداً به خاطر محبوبیت گستردهتر SHAREit در دایره اجتماعیام (این برنامه بیش از ۱ میلیارد بار دانلود شده است) به آن روی آوردم.
همزمان، برنامههایی مانند AirDroid رابطهای مبتنی بر وب برای مدیریت دستگاههای متصل، مشاهده فایلها، یا حتی مدیریت برنامههای نصب شده روی گوشی ارائه میکردند. یکی دیگر از برنامههایی که من ترجیح میدادم، Pushbullet بود که امکان پخش متن، لینکها، یا فایلها را در قالب پیامها در چندین دستگاه فراهم میکرد—آن را به عنوان یک چت گروهی از دستگاههای خودتان در نظر بگیرید.
با این حال، عواملی از جمله آسانی اشتراکگذاری فایل از طریق برنامههای پیامرسان مانند واتساپ، عدم بهروزرسانیها، گنجاندن تبلیغات، و در برخی موارد، آسیبپذیریهای حیاتی پچنشده، به تدریج منجر به کاهش محبوبیت آنها شد.
گوگل ویکلی (Google Weekly)
توجه همه کاربران اندروید: با اخبار گوگل از سیستمعامل خود آگاه باشید.
آیا استفاده از هر یک از این قابلیتها را قبل از اینکه رایج شوند، به خاطر دارید؟ یا پیشنهاد دیگری برای گنجاندن در این فهرست دارید؟ نظرات خود را با ما و سایر خوانندگان اپست در بخش نظرات به اشتراک بگذارید!






