تاریخچه ویندوز 95

تاریخچه ویندوز 95
به گزارش اپست به نقل از abortretry ، در فوریه ۱۹۹۲، توسعه ویندوز ۳.۱ به پایان نزدیک میشد و تیم ویندوز در تلاش بود تا گامهای بعدی خود را تعیین کند. تا پنجم مارس، تیم متوجه شد که بر روی دسکتاپها، لپتاپها، موبایلها و قلم تمرکز خواهند کرد و NT سرورها و ایستگاههای کاری را بر عهده خواهد گرفت. تیم همچنین میدانست که باید به سه حوزه اصلی رسیدگی کند: رابط کاربری، پشتیبانی سختافزاری و شبکه.
در این زمان (و در طول دهه ۱۹۹۰) کارهای زیادی در مایکروسافت انجام میشد. فقط در گروه سیستمها (برخلاف گروه برنامهها)، Janus در ششم آوریل به عنوان ویندوز ۳.۱ منتشر شد، Astro در مارس ۱۹۹۳ به عنوان MS-DOS 6.0 منتشر شد، Winball در اکتبر ۱۹۹۲ به عنوان ویندوز برای گروههای کاری ۳.۱ منتشر شد، Jaguar در این زمان در حال کار بود اما هرگز به طور مستقل منتشر نشد (بعداً بیشتر در مورد آن صحبت خواهیم کرد)، و سپس پروژههای ویندوز بعدی آمدند: Cougar، Panther، Rover، NT و Cairo. Cougar پروژهای برای ساخت یک هسته کاملاً ۳۲ بیتی ویندوز بود که هسته حالت ۳۸۶ ویندوز ۳.x را برای ماشینهای کلاس ۳۸۶ و بالاتر تکامل میداد. Panther پروژهای برای انتقال API win32 به این هسته جدید بود. Rover پروژهای برای ساخت یک نسخه محاسبات موبایل از Cougar/Panther بود.
پروژه NT اولین گامهای مایکروسافت در جهت انتشار اختصاصی ایستگاه کاری و سرور ویندوز بود و در ژوئیه ۱۹۹۳ منتشر شد. Cairo پروژهای برای نسخه اصلی بعدی NT بود و بسیاری از تغییرات ویندوز از Cougar/Panther را منعکس میکرد (و برعکس نیز صادق است). این سیستم متشکل از Cougar و Panther به عنوان شیکاگو شناخته میشد. بخش Cougar این سیستم برای ساخت یک ویندوز پایدارتر و قویتر حیاتی بود. فراتر از یک سیستم حالت محافظت شده کاملاً ۳۲ بیتی، این هسته جدید دارای درایورهای دستگاه حالت محافظت شده بارگذاری و تخلیه دینامیک بود. این سیستم همچنین چند رشتهای بود و از هر برنامه MS-DOS که از ویندوز اجرا میشد، کاملاً پشتیبانی میکرد (در حالی که قبلاً در ویندوز ۲ و ۳، برنامههایی که مستقیماً به رم ویدئو مینوشتند، نیاز داشتند ویندوز خاتمه یابد و اقامت کند، یکی از عوارض جانبی این بود که در نقشههای بسیار بزرگ Command and Conquer، فضای حافظه ویندوز بازنویسی میشد و در نتیجه ویندوز هنگام خروج بازیابی نمیشد).
این اقدامات برای شیکاگو و به طور کلی برای مایکروسافت بسیار مهم بود. هنگامی که شیکاگو در سال ۱۹۹۲ شکل گرفت، MS-DOS هنوز نان و کره مایکروسافت بود. براد سیلوربرگ نسبتاً تازه وارد مایکروسافت بود، اما سابقه بسیار قوی داشت. او در اپل روی لیزا کار کرده بود و در Borland کار کرده بود. در اوایل سال ۱۹۹۲، او رهبر پروژه شیکاگو و معاون ارشد بخش سیستمهای شخصی مایکروسافت بود. سیلوربرگ در یک یادداشت داخلی مایکروسافت گفت:
مبادا کسی گیج شود، اماسداس محصول اصلی و بنیادین شرکت است که بخش بسیار بزرگی از سود مایکروسافت (یعنی قیمت سهام) را تشکیل میدهد. علاوه بر این، تحت فشارهای رقابتی شدیدی (بیشتر تمایل دارم بگم “تحت حمله”) از طرف دیآر-داس و آیبیام قرار دارد. ما باید از این امتیاز با جان و دل محافظت کنیم. کوتاهمدت، این به معنای ادامه برنامههای بازاریابی تهاجمی است. علاوه بر این، همچنین به این معنی است که باید نسخههای سالانه محصول را منتشر کنیم تا رقبا را تحت فشار قرار دهیم، نه اینکه خودمان تحت فشار قرار بگیریم. در نتیجه، امسال نسخه جدیدی از اماسداس منتشر میکنیم که پر از امکانات جدید است، در حالی که با سرعت کامل به سمت کوگار حرکت میکنیم.
آن نسخه جدید اماسداس، اماسداس ۶ بود که قبلاً به آن اشاره شد. مهمترین و برجستهترین امکانات جدیدی که سیلوربرگ به آنها اشاره کرد، دیسک دیفراگمنت، فشردهسازی دیسک، آنتیویروس، سیستم پشتیبانگیری جدید و ابزارهای انتقال فایل بودند. اماسداس ۶ در مارس ۱۹۹۳ منتشر شد و بهروزرسانیهای آن تا ژوئن ۱۹۹۴ ادامه یافت.
من این موضوع را مطرح میکنم تا بتوانم تصویر کلی از موقعیت مایکروسافت و صنعت در آن زمان را ترسیم کنم. رایانههای سازگار با آیبیام تقریباً ۸۰ میلیون دستگاه بیشتر از سایر رایانهها بودند. اماسداس یا یک سیستم داس سازگار تقریباً روی همه آنها نصب شده بود (با اواس/۲ یا لینوکس نادر بودند). اکثر نرمافزارهای این رایانهها در حالت ۱۶ بیتی واقعی اجرا میشدند. بیشتر سختافزارها با سوئیچهای دیپ کانفیگ میشدند و کانفیگ باید دقیقاً با آن تنظیمات مطابقت میکرد. بارگذاری یک درایور نیاز به دانش ابزارهای اتواگزک و لود-های داشت. ویندوز ۳ موفقیت بزرگی بود و ویندوز ۳.۱ موفقیت بزرگتری بود. با وجود این موفقیتها و تغییرات ناشی از آن در برنامههای آینده مایکروسافت، اماسداس همچنان با اختلاف بسیار زیاد رهبر بازار سیستمهای عامل پیسی بود. ویندوز ۳ برخی مشکلات را بهبود بخشید، اما سیستمهای قدیمی همچنان غالب بودند. به همین دلیل، مایکروسافت قطعاً نیاز داشت تا اطمینان حاصل کند که اماسداس همچنان بخشی از آینده آنها است، با وجود داشتن یک سیستم پیشرفتهتر در انتی. علاوه بر این، اکثر رایانههایی که کاربران خانگی خریداری میکردند، قادر به ارائه تجربه خوب با انتی نبودند. شیکاگو باید بهترین تجربه ممکن را برای برنامههای win16، win32 و اماسداس روی سختافزارهای متوسط ارائه میداد و باید بهبود قابلتوجهی نسبت به ویندوز ۳ میداشت. اگر مایکروسافت در هر یک از این موارد شکست میخورد، زمین را به دیجیتال ریسرچ یا آیبیام واگذار میکرد.
در نهایت، نیاز به سازگاری با نسخههای قدیمی باعث شد که برخی از کدهای ۱۶ بیتی در شیکاگو باقی بماند. بدون این کار، سازگاری با نسخههای قدیمی به این خوبی نمیشد. با نگاهی به گذشته، با توجه به اینکه اواس/۲ آیبیام میتوانست نرمافزارهای داس و ویندوز را اجرا کند، این تصمیم بسیار خوبی از سوی مایکروسافت بود.
شیکاگو به روشی مشابه ویندوز برای گروههای کاری ۳.۱ (۳۸۶ بهبود یافته) ساخته شده است، اما بسیار دقیقتر است. تعداد زیادی درایور دستگاه مجازی (VxD) در حالت محافظتشده ۳۲ بیتی در کنار ماشینهای مجازی داس (VDM) که در حالت واقعی مجازی اجرا میشوند، وجود دارد. این درایورهای دستگاه مجازی برای سختافزار فیزیکی واقعی، شبیهسازی دستگاهها برای ماشینهای مجازی و ارائه خدمات به سایر نرمافزارها استفاده میشوند. سه مورد از این VxDها هسته اصلی شیکاگو را تشکیل میدهند: Virtual Machine Manager (VMM32.VXD)، Configuration Manager (CONFIGMG)، Installable Filesystem Manager (IFM). VMM32 اساساً کرنل شیکاگو است. این مدیریت حافظه، مدیریت رویداد، مدیریت وقفه، بارگذاری و راهاندازی درایور دستگاه، ایجاد ماشینهای مجازی و زمانبندی را مدیریت میکند. CONFIGMG پلاگین و پلی را مدیریت میکند. IFM دسترسی به سیستم فایل را هماهنگ میکند، یک بافر دیسک فراهم میکند و یک سیستم دسترسی I/O حالت محافظتشده ۳۲ بیتی ارائه میدهد. این کاملاً از اماسداس دور میشود و اولین بار در نسخههای ۳۸۶ ویندوز ۳ دیده شد.
API win32 برای شیکاگو در سه ماژول جداگانه بود که هر کدام شامل دو مؤلفه (یکی ۱۶ بیتی و دیگری ۳۲ بیتی) بودند. حافظه، فرآیندها و سیستم فایل توسط کرنل (KRNL386.EXE، KERNEL32.DLL، VWIN32.VXD) مدیریت میشدند. رابط کاربری و توابع مختلف آن توسط “User” (USER.EXE، USER32.DLL) مدیریت میشد. رسم گرافیک مستقل از دستگاه توسط Graphics Device Interface (GDI.EXE، GDI32.DLL) مدیریت میشد که اولین بار در ویندوز ۱ دیده شد.
برخلاف تمام نسخههای قبلی مایکروسافت ویندوز (به جز انتی ۳ که اولین نسخه آن قبل از شیکاگو منتشر شد)، اماسداس هنگام بارگذاری ویندوز در حافظه نگه داشته نمیشد. تمام برنامههای ۱۶ بیتی که به هر یک از فراخوانیهای سیستم داس متکی بودند، به یک روتین ۳۲ بیتی شیکاگو هدایت میشدند. علاوه بر این، هیچ درایور اماسداس برای برنامههای داس در شیکاگو مورد نیاز نیست. برای آن برنامههای حالت محافظتشده ۳۲ بیتی جدیدتر که برای محیطهای سازگار با اماسداس نوشته شدهاند، آنها با شبیهسازی حالت محافظتشده در شیکاگو اجرا میشوند. در نسخههای قبلی ویندوز، میتوانیم دو سیستم عامل را ببینیم که تا حدودی همزمان روی یک رایانه واحد اجرا میشوند. با شیکاگو، یک سیستم عامل واحد با سه شخصیت متمایز وجود داشت: داس از طریق VDM، win16، win32. اماسداس نسخه جدیدی با شیکاگو دریافت کرد، اما این نسخه هرگز به صورت جداگانه توسط مایکروسافت فروخته نمیشد. در ابتدا این مورد نظر بود، اما در طول مسیر، این ایده کنار گذاشته شد. اماسداس ۷ فقط به عنوان بخشی از شیکاگو منتشر میشد و به عنوان یک بوت لودر عمل میکرد. اماسداس ۷.۱ با بهروزرسانیهای بعدی شیکاگو منتشر میشد. در هر شرکت دیگری، شک دارم که این اتفاق میافتاد. همانطور که اشاره شد، اماسداس پولساز مایکروسافت بود و مایکروسافت با شرطبندی روی موفقیت شیکاگو، تصمیم به کشتن محصول گرفت.
در کتاب Hardcore Software: Inside the Rise and Fall of the PC Revolution، استیون سینوفسکی مینویسد:
مایکروسافت پروژه اصلی ویندوز خود برای مصرف کنندگان را شیکاگو (در نهایت ویندوز 95) نامید. شیکاگو قصد داشت پشتیبانی از سازگاری و اکوسیستم را که با ویندوز 3.1 لذت می برد، همراه با API جدید Win32، در عین حال رفع نواقص سهولت استفاده ویندوز در مقایسه با مکینتاش را داشته باشد. شیکاگو این هدف را داشت که به رایانه ای بهتر از مکینتاش تبدیل شود و در عین حال تمام مزایای ویندوز را که رهبری بازار را تثبیت کرده بود، با خود به همراه آورد.
چه چیزی یک رایانه شخصی با شیکاگو را بهتر از یک مکینتاش می کرد؟


در اواخر سال 1992، بیش از 50 میلیون نسخه از ویندوز 3x فروخته شده بود و مایکروسافت به خوبی از مشکلات کاربران متوسط و پیشرفته با ویندوز آگاه بود. با این حال، کاربران جدید به خوبی درک نشده بودند. تاریخ عرضه اولیه بسیار تهاجمی بود (18 ماه، اما این هدف از دست رفت)، که تیم طراحی این رابط کاربری جدید را برای ساختن رایانه ای بهتر از مکینتاش نگران کرد. این تیم متشکل از حدود 24 نفر، 12 طراح و 12 برنامه نویس برای اجرای طرح ها بود. آنها می دانستند که روش سنتی آبشاری توسعه نرم افزار مانعی برای جدول زمانی عرضه خواهد بود و آنها تصمیم گرفتند به جای آن از رویکرد تکرار شونده استفاده کنند. آنها ایده ای ارائه می کردند، آن را پیاده سازی می کردند، آن را آزمایش می کردند، بازخورد را می گرفتند و همه این کارها را دوباره انجام می دادند. یکی از اعضای این تیم، کِنت سالیوان، گزارش کرده است که دو هدف تیم این بود که “ویندوز را برای افرادی که تازه با رایانه و ویندوز آشنا می شوند، آسان تر کند” و “ویندوز را برای افرادی که قبلاً از رایانه استفاده می کنند، آسان تر کند – هم کاربران معمولی ویندوز 3.1 و هم کاربران پیشرفته یا “قدرتمند” ویندوز 3.1.” اولین مطالعات قابلیت استفاده در آزمایشگاه های مایکروسافت انجام شد. سه تا چهار کاربر نماینده کاربران مبتدی و متوسط به آزمایشگاه آورده شدند و وظایفی را با هر نمونه اولیه انجام دادند و سپس به سوالاتی پاسخ دادند که یا گسترده بودند (آیا آن را دوست دارید؟) یا خاص (بعد از ده دقیقه متوجه شدید که چگونه X را انجام دهید؟) بسته به وظایف در دست. در نهایت، بیش از سه تکرار برای درست کردن منوی شروع، درست کردن نوار وظیفه و درست کردن کادرهای محاوره باز کردن/ذخیره کردن طول کشید. چاپ و کمک نیز به شدت آزمایش و چندین بار تغییر کردند. بعداً در روند توسعه، مایکروسافت یک بتای عمومی را برای دریافت اصلاحات بیشتر از مجموعه گسترده تری از کاربران آغاز کرد. این بتاها برای شیکاگو 49.95 دلار (حدود 103 دلار در سال 2023) بود و روی 37 دیسک فلاپی عرضه شد. همه اینها به این معنی بود که شیکاگو بیشترین محصول آزمایش شده توسط کاربر مایکروسافت بود.
در اواخر سال 1994، نام انتشار شیکاگو نهایی شد: ویندوز 95. در بتای نهایی، ظاهر و احساس نیز نهایی شد.



در 24 آگوست 1995، مایکروسافت ویندوز 95 را با قیمت 210 دلار (حدود 433 دلار در سال 2023) منتشر کرد. نیویورک تایمز این رویداد را “شگفتانگیزترین، دیوانهوارترین و گرانترین معرفی یک محصول کامپیوتری در تاریخ صنعت” توصیف کرد. ویندوز 3 فرهنگ غرب را به یک فرهنگ تکنولوژیکی تبدیل کرده بود (با این که هر رسانهی خبری مهمی خبرنگاران فناوری اختصاصی داشت و بخش فناوری رسانههای بسیاری داشت) و تا زمان عرضه ویندوز 95، 100 میلیون نسخه فروخته بود. ویندوز 95 این تغییر را تثبیت کرد.
اگر علاقهمند به مطالعه بیشتر درباره عرضه ویندوز 95 هستید، مقاله “دنیای گذشتهنگر” دن اسکات که همزمان با این مقاله منتشر شده است، این موضوع را پوشش میدهد.
مردم در سراسر جهان برای نسخههای نیمهشب صف کشیدند. در چهار روز اول، ویندوز 95 یک میلیون نسخه فروخت. این رقم در سال اول به 40 میلیون نسخه بالغ شد.


مایکروسافت ویندوز ۹۵، در نیمه شب سنگاپور راه اندازی شد،
با توجه به هیاهو و اعداد فروش باورنکردنی، عملکرد ویندوز ۹۵ چگونه بود؟ مایکروسافت ویندوز ۹۵ آینده رایانه را به شیوه ای بزرگ و واقعی به ارمغان آورد. پشتیبانی از Plug and Play همراه با اعداد فروش بالا به معنای مرگ ISA همراه با جامپرها و سوئیچ های DIP بود و PCI با نصب یک درایور واحد از طریق GUI به استاندارد تبدیل شد. برنامه های Real mode به سرعت از بین رفتند و برنامه های Win32 محافظت شده ۳۲ بیتی نرمال و مورد انتظار شدند. با بهروزرسانیهایی که Internet Explorer (یا بستهی افزودنی Plus!) را به همراه داشت، مایکروسافت ویندوز ۹۵ وب جهانی را برای توده مردم به ارمغان آورد. رایانههای شخصی با ویندوز ۹۵ نیز همگنسازی را برای رایانههای خانگی به ارمغان آوردند. تسلط این پلتفرم واحد به این معنی بود که Amiga، Atari ST، BeBoxes و حتی Macintosh در حال خارج شدن بودند… حداقل تا زمانی که مایکروسافت وارد عمل شد تا به اپل کمک کند تا زنده بماند. حتی فروشندگان ایستگاه کاری نیز در برابر ظهور و تسلط ویندوز ۹۵ مصون نبودند. فشار برای رایانش ۳۲ بیتی که ویندوز ۹۵ به ارمغان آورد به این معنی بود که شکاف بین ایستگاههای کاری و رایانههای شخصی در حال کاهش است. در نهایت، شرکتهایی مانند SGI، Sun و DEC توسط رایانههای شخصی نسبتاً متوسط ویندوزی تحت تأثیر قرار میگرفتند. این سیستم عامل نیز نتیجه بسیار جالب دیگری را به همراه داشت، بازیهای رایانه شخصی به بازیهای ویندوز تبدیل شدند، اما این داستانی برای روز دیگری است.






