بررسی Dell XPS 13 (نسل ۲۰۲۶) | آیا رم 8 گیگ کافیه؟
بررسی Dell XPS 13 (نسل ۲۰۲۶) | آیا رم 8 گیگ کافیه؟
بررسی Dell XPS 13 (۲۰۲۶): رقیب نزدیک MacBook Neo که به رم بیشتری نیاز داره
بعد از بررسی MacBook Neo، این سوال مطرح شد که آیا کدوم سازنده لپتاپ ویندوزی میتونه همون تعادل سخت اپل بین قیمت پایین و کیفیت بالا رو تکرار کنه؟ آیا واقعاً میشه یک لپتاپ ویندوزی با فقط ۸ گیگابایت رم ساخت که تجربه روونی بده؟ جدیدترین XPS 13 دل تقریباً به این هدف رسیده، اما نه کاملاً.
دل این مدل رو نازکترین و سبکترین XPS تا امروز معرفی کرده: وزن حدود یک کیلوگرم و ضخامت ۱۲.۷ میلیمتر. با قیمت شروع ۷۰۰ دلار، مستقیماً با قیمت جدید MacBook Neo رقابت میکنه (متاسفانه قیمت اولیه ۶۰۰ دلاری مکبوکنئو زیاد دووم نیاورد).
امتیاز کلی: ۷.۵ از ۱۰
نقاط قوت: طراحی نازک و سبک، عمر باتری عالی، نمایشگر مناسب
نقاط ضعف: رم ۸ گیگابایتی واقعاً کافی نیست، تاچپد مکانیکی متوسط، پورتبندی محدود، پردازنده اینتل کندتر از نسل قبل
چه چیزی درباره XPS 13 جدید قابلتوجهه؟

دل در این نسل چیزهای اساسی رو درست انجام داده. بدنه آلومینیومی حس صاف و محکمی داره، بدون اون خمیدگی بدنهای که معمولاً توی لپتاپهای ۷۰۰ دلاری میبینیم. البته به اندازه فینیش آلومینیومی XPS 14 و 16 پرمیوم نیست، ولی شبیه به MacBook Neo هست. این مدل نیم پوند (حدود ۲۲۵ گرم) از Neo که ۲.۷ پوند وزن داره سبکتره و نمایشگرش هم با نرخ تازهسازی ۱۲۰ هرتز سریعتره؛ هر دو امتیاز خوبی برای دل محسوب میشن.
از نظر ظاهری، این نسل نسبت به نسل قبل یک قدم به عقب برداشته؛ نسل قبلی همون تاچپد نامرئی و صفحهکلید لبهبهلبهای رو داشت که الان توی XPS 14 و 16 هست. اما مدلهای قبلی XPS 13 هم از ۱۳۰۰ و ۱۴۰۰ دلار شروع میشدن، پس نمیشه همون سطح کیفیت رو از یک لپتاپ ۷۰۰ دلاری انتظار داشت. اگه دنبال یک دل پرمیوم و همچنان قابلحمل هستید، XPS 14 گزینه خوبیه (مخصوصاً حالا که مشکل صفحهکلید نسخههای اولیه هم برطرف شده).
برای رسیدن به این قیمت، دل چیزی رو برگردونده که سالها پیش کنارش گذاشته بود: یک نسخه پایه با ۸ گیگابایت رم. این عقبگردیه، شکی توش نیست؛ اما با توجه به افزایش مداوم قیمت حافظه رم و موفقیت MacBook Neo با همین مقدار رم، نمیشه دل رو برای این تصمیم سرزنش کرد. اما آیا واقعاً ۸ گیگ رم برای یک سیستم ویندوز ۱۱ مدرن کافیه؟ تا حدی.
تجربه استفاده: ۸ گیگ رم هنوز هم توی ویندوز دردسرسازه

«قابلتحمل» بهترین کلمهای که میشه برای توصیف زندگی با XPS 13 و رم ۸ گیگیش استفاده کرد. همون لحظهای که ویندوز بوت میشه، ۸۰ درصد از حافظه از قبل به پردازشهای پسزمینهای مثل سرویسهای ضدبدافزار و بیومتریک اختصاص پیدا کرده. با باز کردن مرورگر و پر کردنش از چند تب، مصرف حافظه به ۹۵ درصد میرسه و همونجا میمونه.
درسته که هنوز میشه وب رو مرور کرد، پیامهای اسلک رو جواب داد و توی اِورنوت یادداشت نوشت، اما تاخیرهای کوچیک هنگام اسکرول یا تقریباً هر کاری قابلتوجهه. بعضی وقتها این تاخیرها به کندی کامل تبدیل میشن؛ مثلاً زمانی که اورنوت سی ثانیه طول کشیده تا از حالت صفحه سفید خارج بشه و یادداشتهای اخیر رو نشون بده.
پردازنده Intel Core 5 320 هم نسبت به مدلهای XPS سال ۲۰۲۴ که پردازنده Core Ultra 7 155H یا اسنپدراگون X Elite داشتن، بهطور محسوسی کندتره. هر دوی اون سیستمها در تست چندهستهای و گرافیک Geekbench 6 از این مدل جدید جلوتر بودن؛ مدل اسنپدراگون تقریباً دو برابر در گرافیک سریعتر بود، و مدل اینتلی ۲۰۲۴ سه برابر سریعتر.

از یک جهت، این مقایسه شاید کمی منصفانه نباشه، چون این نسخه XPS 13 اساساً محصول متفاوتیه؛ بهتره بهش به چشم «XPS Neo» نگاه کنیم — چیزی که شبیه خواهر و برادرهای گرانقیمتش به نظر میرسه، ولی برای رسیدن به قیمت پایینتر، پر از مصالحهست.
جالبه که این مدل از بعضی جهات نسبت به MacBook Neo کمتر محدودیت داره: حافظه پایهاش ۵۱۲ گیگابایته، درحالیکه مکبوکنئو فقط ۲۵۶ گیگ داره. رم ۱۶ گیگ هم روی نسخه Neo اصلاً بهعنوان گزینه وجود نداره؛ برای رم بیشتر باید سراغ MacBook Air 1299 دلاری برید.
نمایشگر XPS 13 با نرخ تازهسازی ۱۲۰ هرتز و رزولوشن ۱۴۴۰پی هم سریعتر از نمایشگر ۶۰ هرتز معمولی MacBook Neo هست. علاوه بر اسکرول روونتر، این نمایشگر بهاندازه کافی روشنه که زیر نور مستقیم آفتاب هم قابل استفاده باشه، دقیقاً مثل Neo. برای مرور وب یا تماشای ویدیو کاملاً مناسبه، اما چیز خیلی خاصی هم نداره؛ نه از کنتراست فوقالعاده نمایشگرهای OLED خبریه، نه از روشنایی بالای MiniLED.
صفحهکلید و تاچپد

XPS 13 به کلیدهای سنتی چیکلت برگشته — چیزی که سری XPS سالها ازش استفاده نمیکرد — و برای تایپ طولانیمدت بهاندازه کافی راحته. حرکت کلیدها زیاد نیست، اما همچنان میشه با سرعت خوب و خطای کم تایپ کرد.
اما درباره تاچپدش نمیشه همین حرفهای مثبت رو زد. استفاده ازش حسی شبیه بازگشت به یک دهه قبل داره، وقتی تاچپدهای مکانیکی همهجا رو گرفته بودن. برای کشیدن انگشت دقت خوبی داره، اما یکسوم بالاییاش کلیک رو ثبت نمیکنه. اگه به تاچپدهای هپتیک اپل یا سری Surface عادت کردید که هرجای صفحه رو کلیک میکنید، این یکی نیاز به مدتی عادت کردن داره.
اسپیکر، پورت و باتری
آرایه چهار اسپیکری XPS 13 روی کاغذ یک برتری نسبت به MacBook Neo محسوب میشه، اما در عمل صدای بهتری نمیده؛ صدا واضحه، ولی نازک و بدون عمق، برخلاف اسپیکرهای بهتر XPS 14. هر دو سیستم تعداد پورت USB-C یکسانی دارن، اما دل با قرار دادن یک پورت در هر طرف بدنه، کار رو کمی راحتتر کرده (بهخصوص وقتی کابل شارژتون کوتاهه). البته باید به اپل هم امتیاز داد که هنوز جک هدفون ۳.۵ میلیمتری رو نگه داشته؛ دل سالهاست از این پورت صرفنظر کرده.
از نظر عمر باتری، XPS 13 در تست PCMark 10 نزدیک به ۱۶ ساعت دوام آورده؛ پنج و نیم ساعت بیشتر از XPS 14 و حدود سه ساعت بهتر از نسل قبلی اینتلی XPS 13. نسخه اسنپدراگون XPS 13 با Copilot+ نزدیک به ۱۸ ساعت دوام آورده بود، اما اون تراشه بهمراتب کممصرفتریه.
آیا ارزش خریدنو داره؟

توصیه به هرکسی برای خرج کردن ۷۰۰ دلار روی یک لپتاپ که چنین تجربهای بده، کار سختیه؛ مخصوصاً وقتی نمیتونید بعداً رمش رو ارتقا بدید، برخلاف لپتاپهای قدیمیتر. تقریباً همه کاربرها، بهجز کسایی که واقعاً کارهای خیلی ساده انجام میدن، بهتره ۲۰۰ دلار بیشتر خرج کنن و نسخه ۱۶ گیگابایتی رو بخرن؛ عملکرد بهمراتب بهتری میده و همچنان زیر ۱۰۰۰ دلار میمونه.
جمعبندی
دل بهخاطر واکنش سریع به MacBook Neo قابلتقدیره، اما محدودیتهای XPS 13 هم یادآور همون دلیلیه که اپل تونست از سازندههای ویندوزی جلو بزنه. رقابت هم همینه. حالا که Neo استاندارد جدید بخش اقتصادی بازار شده، جالبه ببینیم دل چطور XPS 13 رو به سمت لپتاپ ایدهآل «اقتصادی ولی پرمیوم» پیش میبره. در وضعیت فعلی، توصیه نمیشه با نسخه ۸ گیگابایتی خودتون رو برای سالها درگیر کندی کنید؛ اما اگه بتونید هزینه نسخه ۱۶ گیگابایتی رو بدید، احتمالاً تجربه خوبی خواهید داشت.
اپست ، این مطلب با نگاهی به گزارش سایت Engadget نوشته شده است.






