اپل «مکسرفیس» (MacSurface) در راه است؛ آیا بالاخره مکبوک لمسی میبینیم؟
به گزارش اپست به نقل از pcworld ، در روزهای ابتدایی عرضه آیپد، استیو جابز به خبرنگارانی که با آیپد یادداشتبرداری میکردند، صندلیهای ردیف اول را پیشکش میکرد. همان مردِ بدقلق و یکدندهای که میگفت «آیفون را اشتباه در دست گرفتهاید»، هشدار میداد که استفاده طولانیمدت از نمایشگر لمسی لپتاپ، باعث «بازوهای گوریلی» (خستگی شدید دست) میشود. راستش را بخواهید، جابز در این مورد غیرقابلتحمل بود.
مطالب مشابه: اخبار اپل
البته که جابز ممکن بود در خیلی چیزها حق داشته باشد، اما در این مورد خاص، به وضوح اشتباه میکرد. حالا کاربران ویندوز میتوانند با خیال راحت بنشینند و تماشا کنند که چگونه اپل دوباره در حال جبران عقبماندگیاش است: طبق گزارش بلومبرگ، اپل قرار است مکبوکهای لمسی عرضه کند؛ که اعترافی آشکار به این واقعیت است که حق از همان ابتدا با لپتاپهای ویندوزی بوده است.
عجیب اینجاست که اپل خودش ستون اصلی رابطهای کاربری لمسی بود؛ از آیپد گرفته تا آیفون. کمی جستجو نشان میدهد که حتی اولین تاچپد واقعی در سال ۱۹۹۴ روی پاوربوک (PowerBook) اپل اجرا شد. از نظر منطقی، هیچ دلیلی وجود نداشت که اپل این قابلیت لمسی را به مکبوکهایش نیاورد.
اما جابز معتقد بود که کار با نمایشگر «عمودی» لمسی بعد از مدت کوتاهی باعث خستگی مفرط دست میشود و بعد از مدتی، «حس میکنید بازوهایتان در حال کنده شدن هستند.» اما هر کسی که بعد از سال ۲۰۰۷ و عرضه سرفیس مایکروسافت، لپتاپ داشته، میداند که کسی قرار نیست ساعتها مداوم با نمایشگر لمسی کار کند. این قابلیتها همانطور که مایکروسافت میگوید، صرفاً «مدالیته» (روشهای ورودی) هستند: لمس، تایپ، ماوس، قلم، صدا و غیره. در تعامل من با کامپیوتر، هیچکدام بر دیگری غالب نیست، جز تایپ کردن. من از هر روشی در جای خودش استفاده میکنم، و این دقیقاً همان کاری است که همه انجام میدهند.
«بیل باکستون» (Bill Buxton)، از محققان برجستهی مایکروسافت، در سال ۲۰۰۷ نگاهی دقیق به ورودیهای چندلمسی (Multitouch) داشت. او در آن زمان نوشت: «یکی از اصول بنیادی من این است: هر چیزی برای کاری عالی و برای کاری دیگر، بدترین گزینه ممکن است.»
او در ادامه افزود: «هنر کار در این است که بدانید چه چیزی، برای چه کاری، چه زمانی، برای چه کسی، در کجا و از همه مهمتر، “چرا” بهترین است. کسانی که سعی میکنند ماوس را حذف کنند، بازی احمقانهای را پیش گرفتهاند. ماوس برای بسیاری از کارها عالی است، اما نه برای همه آنها. چالش اصلی در ورودیهای جدید این است که ابزارهایی پیدا کنیم که با ماوس همگام باشند، همزمان با آن (مثلاً با دست دیگر) کار کنند، یا در مواردی که ماوس ضعف دارد، نقاط قوت خود را به نمایش بگذارند و مکمل آن باشند.»
برای من، این یعنی انگشت و لمس کردن. من همیشه از قابلیت لمسی استفاده میکنم، اما عمدتاً برای یک هدف خاص: وقتی مانیتورهای متعددی را به داک (Dock) متصل میکنم، سیستم اغلب تا زمانی که صفحه نمایش لپتاپم را لمس نکنم و شروع به مرتبسازی آنها نکنم، جهت قرارگیری آنها را تشخیص نمیدهد. گاهی هم برای اسکرول کردن یک صفحه وب یا جابهجایی یک اسلایدر از تاچ استفاده میکنم. همین! اما وقتی با لپتاپی (مخصوصاً لپتاپهای گیمینگ) کار میکنم که فاقد این قابلیت است، کاملاً متوجه کمبودش میشوم و معمولاً یکی دو ثانیه مکث میکنم تا واکنشهایم با سیستمِ بدونِ تاچ سازگار شود.
استیو جابز مردی بود که به معنای واقعی کلمه از خبرنگاران انتظار داشت با ۱۰ انگشت روی یک ورق شیشه تایپ کنند؛ این دقیقاً معادل آن است که وقتی کفشهای مخصوص دویدن وجود دارند، شما هر روز صبح با پای برهنه روی آسفالت بدوید. او به سادگی نمیتوانست دنیایی را تصور کند که در آن افراد ممکن است برای لحظاتی با صفحه لمسی لپتاپ تعامل داشته باشند، اما ساعتها روی همان ورق شیشه (در تبلت) بهصورت افقی ضربه بزنند و اسکرول کنند.
حالا اگر اپل واقعاً یک مکبوک با صفحه نمایش لمسی معرفی کند، آیا این واقعاً عالی است؟ خدا کند که نباشد! آنقدر این مسیر را طی کردهایم و شاهدِ تکرارهای ملالآور بودهایم که دیگر نمیدانم باید از شدت خستگی خمیازه بکشم یا بالا بیاورم. حدس میزنم اپل هم قرار است صفحه نمایشهای لمسی را برای “عصر مدرن” بازآفرینی کند یا یکجورهایی ادای اختراع دوبارهی آن را در بیاورد.
اگر بالاخره روزی اپل مکبوک لمسی را عرضه کند، شک دارم که حتی ذرهای برایم اهمیت داشته باشد. تماشای شرکتی که با کلی تأخیر و تلوتلوخوران بعد از چند دهه به خط پایان میرسد، حتی حس “لذت از ناکامی دیگران” را هم در من زنده نمیکند. اما تصور کنید اگر استیو جابز دو دهه پیش، بهجای نادیده گرفتن لجوجانهی حقیقت، واقعیت را پذیرفته بود، الان در چه جایگاهی بودیم؟





